آیا واقعا وبلاگستان مُرده است ؟
مرداد ۲۵
اخیراً امین ثابتی در فرندفید بحثی را مطرح کرد که :
تولید محتوا در وبلاگستان فارسی به خصوص در داخل ایران خیلی خیلی خیلی کم شده. اینجوری اگر کاهش ادامه داشته باشه، وبلاگستان فارسی خواهد مُرد.
من هم در این بحث شرکت کردم ولی ترجیح دادم نظر خودم رو مفصّلتر اینجا بنویسم.
آیا واقعا وبلاگستان مُرده است ؟
جواب من در یک جمله به سوال بالا این است که ؛ خیر؛ وبلاگستان نمُرده است، فقط رقیبی به نام شبکههای اجتماعی پیدا کرد که خیلی جذابتر و سریعتر از آن بود .البته شبکههای اجتماعی در ابتدا ابزاری برای کمک به پویایی وبلاگنویسی بودند اما شرایطی که در ادامه ذکر میکنم باعث شدند که وبلاگستان تحتالشعاع شبکههای اجتماعی قرار بگیرد.
- شرایط بعد از انتخابات سال ۸۸:

انتخاباتی انجام شد که در آن به نظر ِگروهی از مردم نتایج اعلام شده درست نبود، اعتراضها و به دنبال آن ناآرامی و دستگیریها شروع شد. صدا و سیما و همینطور مطبوعات جانب ِ احتیاط پیش گرفتند، پس تنها منبع کم دردسر برای دریافت اخرین اخبار فضای مجازی بود.
وبلاگستان تنها جزیی از فضای مجازیست و نه همهی آن. فضای مجازی به غیر از وبلاگستان اعضای دیگری مانند خبرگزاریها و شبکههای اجتماعی را هم دارد. خصوصیت وبلاگها به گونهای ایست که از نظر سرعت گردش اخبار به پای شبکههای اجتماعی و حتی خبرگزاریها نمیرسد. در آن برهه کاربران اینترنتی میخواستند بدانند که در حال حاضر چه اتفاقی در حال وقوع است؟ به عبارتی خواهان دریافت آخرین اخبار بودند که این وظیفه با خصوصیات شبکههایی مثل توییتر سازگارتر بود تا وبلاگها.
کاربر ، زیر بمباران وحشتناک انواع اخبار و شایعات قرار داشت ، او نمیخواست که خبری را از دست بدهد. وقت او هم محدود بود، پس باید سرویسی جلوی چشمان او قرار میگرفت که در کمترین فرصت بیشترین حجم اخبار را به اطلاع او برساند. با این تفکر کم کم وبلاگها یا بهتر بگویم حجم اعظم وبلاگها از سبد خواندههای او حذف شدند.
هنوز جملههایی از وبلاگهای آیتی در ذهنم هست که در جواب بهروز نکردن وبلاگهایشان در آن روزها فقط میگفتند که : « در این شرایط شرممان می آید که حرفی نامربوط با شرایط حال حاضر کشور بزنیم »
سلیقهی آن روزهای کاربران متناسب با وضع کشور تغییر کرد و هنوز هم به وضع سابق برنگشته است. هنوز هم وبلاگستان زیر سایهی سبک « خبررسانی فوری ِ توییتری » ست.
- مینیمال نویسی :

طبیعیست که با وجود گوگل ریدر و فرندفید وبلاگنویس به سرعت از بازخورد کاربران نسبت به یک مطلب مطلع خواهد شد.او به خوبی میداند که با آمدن وب ۲ شاخص محبوبیت مطالبش از میزان کامنتها و بازدیدهای وبلاگش به شاخص دیگری به نام «لایک» تغییر پیدا کرده است.
با یک حساب کتاب سرانگشتی میبینیم که در فهرست ۵۰ وبلاگ پرطرفدار یا «پُر لایک» حدود ۳۵ وبلاگ مینیمال حضور دارند.این یعنی اینکه اگر ما یک فروشگاه وبلاگنویسی ایجاد کنیم و مطالب وبلاگها را برحسب سبک وبلاگنویسی در ویترین فروشگاه قرار دهیم،تقاضا برای سبک مینیمال حدود ۷۰٪ تقاضای کل آن فروشگاه وبلاگنویسی را شامل میشود.
وبلاگنویس هم ، به علم اقتصاد و قانون عرضه و تقاضا آشناست. او وقتی میبینید که میشود با یک پست ۱۴۰ کاراکتری و زبان طنز و کنایه مخاطب زیادی جذب کند، به مینیمال نویسی روی می آورد و نظر خود را از این طریق اعلام میکند.
بهتر بگویم، جنگ مینیمالها و و ماکسیمالها حکم جنگ «فست فود» و «غذاهای خانگی» را دارند. شاید مینیمالها در کوتاه مدت بتوانند تاثیرگذار باشند ولی اگر بخواهیم دانشی ماندگار را منتقل کنیم باید به بلندنویسی روی بیاوریم.
اگر وبلاگستان بخواهد که دوباره به دوران اوج خود برگردد و به قول امین ثابتی ، منبع تغذیه روزنامهها و مجلات بشود باید همه کمک کنند که دوباره همه چیز در جای خودش قرار بگیرد.
در آخر فقط این نکته را ذکر میکنم که با وجود علاقهای که به وبلاگهای مینیمال دارم ولی باید قبول کنیم که با کوتاه نویسی نمیشود دانشی منتقل کرد.اگر دلهایمان برای وبلاگنویسی پرمحتوای سایق تنگ شده باید کمی تغییر ذائقه بدهیم.
از دیگر وبلاگها :
+ امیر مهرانی : ژانرهای بلاگ نویسی ِ ما
+حامد سعیدی فرد : تولید محتوا در وبلاگستان فارسی، خوب ؛ بد ؛ زشت







