نهمین فصل از وبلاگستان فارسی
شهریور ۱۶
نگاه به گذشتهی وبلاگستان برای منی که از دی ماه ۸۶ با پدیدهای به نام « وبلاگنویسی» و همینطور «وبلاگخوانی» آشنا شدم زیاد نمیتونه محل ِ تاکید باشه . نشون به این نشون که همین چند دقیقهی قبل وقتی اسکرین شاتهایی از اولین وبلاگهای فارسی در وبلاگ دکتر مجیدی دیدم به جز وبلاگ «صفا در لس آنجلس» هیچ کدومشون برام آشنا نبودن. ولی بهرحال میشه یه خاطراتی از همین ۳سال اخیر به یاد بیارم.
وبلاگنویسی و وبلاگخوانی رو با سرعت غیرقابل باور ۱۲ kb/s ِ خونه شروع کردم ولی چند روز بیشتر نتونستم تحمل کنم و به ناچار کافینت نشین شدم.
به خاطر سرعت ِ نه چندان خوب ِکافی نتها و همین طور قیمت بالای اونها نمیتونستم از گوگل ریدر استفاده کنم . تا چند ماه کارم این شده بود که به تک تک وبلاگهای مورد علاقهم – که حدود ۴۰-۵۰تا بود - سر میزدم،آخرین مطالبشون رو روی فلش مموریم ذخیره میکردم و توی خونه میخوندمشون ،تا اینکه فرهاد عزیز با پرتابل کردن فیدخوان ِ اسنرفر بار سنگینی رو از دوشم برداشت. واقعاً اون روش مبتدیانه خیلی عذاب آور بود.
با اسنرفر پرتابل حجم ِ وبلاگخوانی ِ من زیاد شد و از ۴۰-۵۰ وبلاگ به حدود ۴۰۰ وبلاگ رسید . روزها از کافی نت یا سایت دانشگاه فیدها رو آپدیت میکردم و شبها وقتی از دانشگاه میاومدم شروع به خوندشون میکردم. اینطوری بود که من با ۴۰۰ مغز ، ۴۰۰ تفکر خاص و ۴۰۰ انسانی که پشت مطالب اون وبلاگها بودند آشنا شدم. در تجربههاشون شریک شدم و مثل یه دانشجو از اونها چیزهایی یاد گرفتم.خیلی خوب بود در کل.
الان که حدود ۹ ماه از ADSL دار شدنم و مهاجرت به گوگل ریدر میگذره ولی هنوز هم اسنرفر پرتابل ِ فرهاد رو توی فلش مموریم نگه میدارم. به یاد گذشته…








